گاهی والدین با بهترین نیتها، رفتارهایی انجام میدهند که ناخواسته وابستگی کودک را افزایش میدهد. هدف این مقاله سرزنش والدین نیست؛ بلکه میخواهیم رفتارهایی را بشناسیم که با کمی تغییر، میتوانند به کودک کمک کنند احساس امنیت بیشتری داشته باشد و قدمبهقدم مستقلتر شود.
(همه کارهایش را انجام میدهم؛ پس چرا وابستهتر شده است؟)
مادر آراد خسته بود.
پسر چهارسالهاش حتی برای چند دقیقه هم از او جدا نمیشد. وقتی مادر به آشپزخانه میرفت، آراد پشت سرش حرکت میکرد. هنگام رفتن به حمام پشت در میایستاد و مدام میپرسید:
(مامان، کجایی؟)
(کی میای؟)
(منم بیام؟)
آراد بدون حضور مادر بازی نمیکرد، نزد پدرش نمیماند و هر بار که مادر قصد بیرون رفتن داشت، به لباس او میچسبید و گریه میکرد.
مادرش میگفت:
(همه کارهایش را انجام میدهم که ناراحت نشود. اگر گریه کند، برنامهام را لغو میکنم. حتی بعضی وقتها مخفیانه از خانه میروم که متوجه نشود؛ اما انگار هر روز وابستهتر میشود.)
این تجربه برای بسیاری از والدین آشناست.
آنها از روی عشق، نگرانی یا احساس گناه سعی میکنند کودک را از هر ناراحتی و جدایی دورنگه دارند؛ اما گاهی همین رفتارها به کودک این پیام را منتقل میکند:
(تو بدون من نمیتوانی از پس این موقعیت بربیایی.)
وابستگی کودک معمولاً نتیجه یک رفتار یا یک اشتباه ساده نیست. خلقوخوی کودک، تجربههای گذشته، تغییرات خانوادگی و نحوه پاسخدادن والدین همگی بر آن اثر میگذارند.
بااینحال، شناخت اشتباهات رایج میتواند به والدین کمک کند چرخه وابستگی را آرامآرام تغییر دهند.
برای آشنایی با نشانههای طبیعی و نگرانکننده وابستگی، ابتدا مقاله
وابستگی کودک به مادر طبیعی است یا نگرانکننده؟
را مطالعه کنید.
اشتباه اول: لغو کردن جدایی بهمحض گریه کودک

مادر آماده رفتن است. کودک گریه میکند، دست او را میگیرد و میگوید:
(مامان، نرو!)
مادر ابتدا سعی میکند آرامش کند؛ اما وقتی گریه شدیدتر میشود، میگوید:
(باشه، امروز نمیرم. فقط گریه نکن.)
کودک همان لحظه آرام میشود و والد احساس میکند مشکل را حل کرده است.
اما ممکن است کودک نتیجه دیگری بگیرد:
(جدایی خطرناک بود و گریه من توانست جلوی آن را بگیرد.)
در دفعات بعد، احتمال دارد کودک زودتر و شدیدتر گریه کند؛ نه لزوماً به دلیل لجبازی، بلکه چون آموخته است اعتراض میتواند مانع جدایی شود.
رفتار جایگزین
ابتدا احساس کودک را بپذیرید:
(میدونم جداشدن از من برات سخته.)
سپس تصمیم را به شکل آرام و روشنبیان کنید:
(تو پیش بابا امنی. من بعد از ناهار برمیگردم.)
بعد در زمانی که گفتهاید بازگردید.
ثبات والد به کودک کمک میکند بفهمد رفتن مادر به معنای رهاشدن نیست.
اشتباه دوم: مخفیانه رفتن بدون خداحافظی
بعضی والدین منتظر میمانند کودک سرگرم بازی شود و سپس بدون خداحافظی از خانه یا مهدکودک بیرون میروند.
شاید این روش در همان لحظه مانع گریه شود؛ اما وقتی کودک متوجه غیبت والد میشود، ممکن است احساس ناامنی بیشتری کند.
او با خودش فکر میکند:
(مامان ممکن است هر لحظه ناپدید شود.)
در نتیجه، دفعه بعد بیشتر مراقب مادر میماند، مدام او را دنبال میکند و اجازه نمیدهد از جلوی چشمش دور شود.
رفتار جایگزین
همیشه خداحافظی کنید؛ حتی اگر کودک ناراحت میشود.
خداحافظی باید کوتاه، روشن و قابلپیشبینی باشد:
(من الان میرم. تو با مامانبزرگ بازی میکنی و بعد از عصرانه برمیگردم.)
بعد از گفتن این جمله، تصمیم خود را اجرا کنید.
کودک ممکن است گریه کند؛ اما بهتدریج یاد میگیرد شما بدون اطلاع ناپدید نمیشوید.
اشتباه سوم: طولانی کردن خداحافظی

گاهی خداحافظی چندین دقیقه طول میکشد.
مادر کودک را میبوسد، چند قدم دور میشود، دوباره برمیگردد و میگوید:
(یک بوس دیگه هم بده.)
کودک گریه میکند و مادر دوباره توضیح میدهد:
(فقط دو ساعت میرم.)
(مطمئنی خوبی؟)
(نترسیها!)
هر بار که والد برمیگردد، فرایند آرام شدن کودک از ابتدا شروع میشود.
خداحافظی طولانی ممکن است به کودک این پیام را بدهد که اتفاق سخت و خطرناکی در حال رخ دادن است.
رفتار جایگزین
یک مراسم ثابت و کوتاه بسازید:
- یک بغل؛
- یک بوس؛
- یک جمله مشخص؛
- اعلام زمان بازگشت؛
- خداحافظی و رفتن.
برای مثال:
)دوستت دارم. تو اینجا امنی. بعد از نقاشی میآم دنبالت (.
کوتاه بودن خداحافظی به معنای بیاحساسی نیست. والد میتواند مهربان و درعینحال قاطع باشد.
اشتباه چهارم: انجامدادن همه کارها بهجای کودک

گاهی والد به دلیل عجله، نگرانی یا جلوگیری از شکست، همه کارهای کودک را انجام میدهد:
)بذار من کفشت رو بپوشونم.)
(خودم غذات رو میدم.)
(تو نمیتونی جمعش کنی.)
(دست نزن، میریزه.)
وقتی این اتفاق مرتب تکرار شود، کودک فرصت تجربه کردن تواناییهایش را از دست میدهد.
او کمکم احساس میکند برای انجام بیشتر کارها به حضور والد نیاز دارد.
استقلال عاطفی فقط با جدا ماندن از مادر ایجاد نمیشود. کودک باید در زندگی روزمره بارها تجربه کند:
(من میتوانم.)
رفتار جایگزین
کارهای متناسب با سن را به کودک بسپارید:
- خودش میان دو لباس انتخاب کند؛
- اسباببازیهایش را داخل سبد بگذارد؛
- لیوانش را روی میز قرار دهد؛
- کفش سادهاش را بپوشد؛
- چند دقیقه بدون دخالت مستقیم شما بازی کند.
بهجای انجام فوری کار، بپرسید:
«دوست داری اول خودت امتحان کنی یا یک کمک کوچیک میخوای؟»
برای تمرینهای بیشتر، مقاله
بازیها و فعالیتهای افزایش استقلال کودک
را بخوانید.
اشتباه پنجم: پاسخ فوری به هر درخواست کودک

کودک مادر را صدا میزند و مادر همان لحظه تمام کارهایش را رها میکند.
چند ثانیه بعد دوباره او را صدا میزند و باز هم پاسخ فوری دریافت میکند.
پاسخگویی عاطفی به نیازهای کودک ضروری است؛ اما پاسخدادن فوری به تمام درخواستها با حمایت عاطفی تفاوت دارد.
کودک باید بهتدریج یاد بگیرد چند لحظه منتظر بماند، کار سادهای را خودش انجام دهد یا بازی را بدون حضور دائمی والد ادامه دهد.
رفتار جایگزین
از زمانهای بسیار کوتاه شروع کنید:
«صدات رو شنیدم. این لیوان رو میذارم سر جاش و بعد میآم پیشت.»
سپس حتماً پیش او بروید.
این تجربه به کودک یاد میدهد:
(مامان صدای من را میشنود، حتی اگر همان لحظه کنارم نیاید.)
مدت انتظار باید کوتاه و متناسب با سن کودک باشد. هدف نادیدهگرفتن کودک نیست؛ هدف افزایش تدریجی تحمل انتظار است.
اشتباه ششم: مسخرهکردن یا بیاهمیت دانستن ترس کودک
بعضی جملهها ممکن است وابستگی و اضطراب کودک را بیشتر کنند:
- (این که ترس نداره (.
- (بچه شدی؟(
- (چقدر لوسی!)
- (بقیه بچهها که گریه نمیکنن.)
- (همه دارن نگاهت میکنن.)
- )خجالت بکش.)
کودکی که از جدایی میترسد، معمولاً به اندازه کافی احساس ناتوانی و نگرانی دارد.
شرمنده کردن ممکن است باعث شود کودک احساسش را پنهان کند؛ اما به او مهارت آرامکردن خود یا تحمل جدایی را آموزش نمیدهد.
رفتار جایگزین
احساس کودک را نامگذاری کنید:
(میبینم نگران شدی.)
(فکر میکنی وقتی من برم، ممکنه اتفاق بدی بیفته؟(
بعد اطمینان و راهکار بدهید:
)تو پیش مربی امنی. اگر دلت برای من تنگ شد، میتونی عروسکت رو بغل کنی. من بعد از ناهار برمیگردم (.
پذیرفتن احساس کودک به معنای تأیید ترس او نیست.
میتوانیم بگوییم:
)میفهمم میترسی؛ اما میدونم که میتونی کمکم از پسش بربیای (.
اشتباه هفتم: تهدید کودک به ترک کردن

گاهی والد خسته یا عصبانی میگوید:
)اگر نیای، میذارمت و میرم.(
)دیگه مامانت نمیشم (.
)همینجا تنها میمونی (.
ممکن است این جملهها برای چند لحظه کودک را وادار به همکاری کنند؛ اما در کودک وابسته، دقیقاً همان ترس اصلی را تقویت میکنند:
ترس از رهاشدن.
کودک ممکن است پس از شنیدن این تهدیدها بیشتر به والد بچسبد و دائماً نگران رفتن او باشد.
رفتار جایگزین
مرز را بدون تهدید بیان کنید:
)وقت رفتنه. میتونی خودت تا در بیای یا من دستت رو بگیرم (.
)میدونم هنوز دوست داری بازی کنی؛ اما الان باید به خانه برگردیم (.
قاطعیت با ترساندن تفاوت دارد.
والد قاطع تصمیم را روشن میکند، اما امنیت رابطه را زیر سؤال نمیبرد.
اشتباه هشتم: انتقال اضطراب والد به کودک
گاهی خود والد هنگام جدایی مضطربتر از کودک است.
ممکن است با چهرهای نگران بپرسد:
)مطمئنی بدون من میمونی؟(
)نکنه خیلی گریه کنی؟(
)من برم یا بمونم؟(
پس از رفتن نیز مرتب تماس میگیرد:
)هنوز گریه میکنه؟(
)برگردم دنبالش؟(
کودک فقط به کلمات والد توجه نمیکند. حالت چهره، لحن صدا و زبان بدن او را نیز میبیند.
وقتی مادر یا پدر جدایی را بسیار خطرناک نشان میدهد، کودک ممکن است به امنیت محیط و توانایی خودش شک کند.
رفتار جایگزین
قبل از خداحافظی، ابتدا خودتان را آرام کنید.
چند نفس آهسته بکشید و جملهای مشخص را از قبل آماده کنید:
)میدونم دلت برام تنگ میشه؛ اما تو پیش خاله امنی و من برمیگردم (.
یا:
)من بهت اعتماد دارم. میدونم کمکم از پسش برمیای (.
آرامش والد به کودک پیام امنیت میدهد.
اشتباه نهم: جدایی ناگهانی و فراتر از توان کودک
کودکی که تا امروز حتی ده دقیقه بدون مادر نمانده است، ناگهان برای چند ساعت در مهدکودک گذاشته میشود.
وقتی گریه میکند، والد میگوید:
)باید عادت کنی (.
هلدادن کودک به موقعیتی بسیار فراتر از ظرفیت فعلیاش ممکن است ترس او را افزایش دهد.
از طرف دیگر، جلوگیری کامل از هر نوع جدایی هم فرصت یادگیری را از او میگیرد.
راه مناسب، میان این دو قرار دارد:
جدایی تدریجی، برنامهریزیشده و قابلپیشبینی.
رفتار جایگزین
یک نردبان جدایی طراحی کنید:
- کودک پنج دقیقه با پدر بازی کند و مادر در اتاق دیگری باشد؛
- ده دقیقه نزد مادربزرگ بماند؛
- مادر برای خریدی کوتاه از خانه خارج شود؛
- زمان جدایی بهتدریج بیشتر شود؛
- کودک مدت کوتاهی در مهد یا کلاس بماند؛
- پس از آرامتر شدن در هر مرحله، مرحله بعد آغاز شود.
همه کودکان با سرعت یکسان پیشرفت نمیکنند.
هدف مسابقهدادن یا مقایسهکردن نیست؛ هدف ایجاد تجربههای کوچک و موفق است.
اشتباه پنهان: انتخاب زمان نامناسب برای تمرین استقلال
گاهی کودک بیمار، گرسنه، کمخواب یا تحتتأثیر یک تغییر بزرگ است؛ اما والد همان زمان تصمیم میگیرد وابستگی او را کاهش دهد.
تولد خواهر یا برادر، اسبابکشی، تغییر مهدکودک، بیماری یا تنش خانوادگی ممکن است نیاز کودک به نزدیکی و اطمینان را موقتاً افزایش دهد.
در چنین شرایطی لازم است انتظارهای خود را با وضعیت کودک هماهنگ کنیم.
این موضوع به معنای متوقف کردن کامل استقلال نیست؛ بلکه ممکن است لازم باشد:
- زمان جدایی کوتاهتر شود؛
- حمایت عاطفی بیشتری ارائه شود؛
- برنامهها قابلپیشبینیتر باشند؛
- تمرینها آرامتر پیش بروند.
داستان آراد چگونه تغییر کرد؟
مادر آراد تصمیم نگرفت یکباره همه رفتارهایش را تغییر دهد.
او فقط سه تصمیم گرفت:
اول، دیگر مخفیانه از خانه خارج نشود.
دوم، بهمحض گریه آراد برنامهاش را لغو نکند.
سوم، هر روز یک کار کوچک را به خود آراد بسپارد.
روز اول گفت:
)من ده دقیقه میرم خرید. تو با بابا برج میسازی و وقتی عقربه ساعت به اینجا رسید، برمیگردم (.
آراد گریه کرد. مادر احساس گناه داشت؛ اما مراسم خداحافظی را کوتاه نگه داشت و در زمان تعیینشده برگشت.
روزهای بعد مدت گریه کمتر شد.
آراد هنوز دلتنگ مادر میشد؛ اما آرامآرام یاد گرفت با پدرش بازی کند، اسباببازیهایش را جمع کند و چند دقیقه منتظر بماند.
چند هفته بعد، وقتی مادر آماده بیرون رفتن بود، آراد پرسید:
)بعد از میوه خوردن برمیگردی؟(
مادر گفت:
)بله، بعد از میوه خوردن (.
آراد عروسکش را بغل کرد و گفت:
)باشه، من با بابا بازی میکنم (.
تغییر اصلی این نبود که آراد دیگر به مادرش نیاز نداشت.
او یاد گرفته بود:
)میتوانم دلتنگ شوم و درعینحال امن بمانم (.
اگر این اشتباهات را انجام دادهایم، دیر نشده است
ممکن است هنگام خواندن این مقاله متوجه شده باشید بعضی از این رفتارها را بارها انجام دادهاید.
خودتان را سرزنش نکنید.
بیشتر والدین باتوجهبه دانستهها، خستگیها و شرایط همان لحظه تصمیم میگیرند. هدف شناختن مقصر نیست؛ هدف ساختن یک الگوی تازه است.
لازم نیست همه چیز را یکباره تغییر دهید.
فقط یکی از این رفتارها را انتخاب کنید:
- خداحافظی را کوتاهتر کنید؛
- دیگر مخفیانه نروید؛
- یک مسئولیت کوچک به کودک بدهید؛
- بهجای تحقیر، احساسش را نامگذاری کنید؛
- تمرین جدایی را از چند دقیقه شروع کنید.
تغییرهای کوچک و باثبات، معمولاً از تصمیمهای بزرگ و کوتاهمدت اثر بیشتری دارند.
چه زمانی باید به روانشناس کودک مراجعه کنیم؟
وابستگی کودک همیشه نشانه یک اختلال نیست؛ اما اگر اضطراب شدید، طولانی یا مختلکننده باشد، بهتر است ارزیابی تخصصی انجام شود.
مراجعه به روانشناس کودک اهمیت بیشتری دارد اگر:
- کودک مدت طولانی پس از جدایی آرام نمیشود؛
- به دلیل ترس از جدایی به مهد یا پیشدبستانی نمیرود؛
- دائماً نگران آسیبدیدن یا مرگ والد است؛
- دلدرد، تهوع، سردرد یا کابوس مکرر دارد؛
- خواب، بازی یا روابط اجتماعی او مختل شده است؛
- وابستگی باگذشت زمان کمتر نمیشود؛
- اضطراب کودک روبهافزایش است؛
- فشار روانی والد و کودک به رابطه آنها آسیبزده است.
ارزیابی تخصصی به معنای برچسبزدن به کودک نیست.
هدف این است که شدت اضطراب، شرایط خانوادگی، خلقوخوی کودک و الگوی تعامل والد و فرزند بررسی شود و راهکار متناسب با همان کودک ارائه شود.
در مقاله
چه زمانی برای وابستگی کودک به روانشناس مراجعه کنیم؟
نشانههای نیاز به ارزیابی تخصصی را کاملتر بررسی کردهایم.
جمعبندی

اشتباهاتی که ممکن است وابستگی کودک را بیشتر کنند عبارتاند از:
- لغو کردن جدایی بهمحض گریه کودک؛
- مخفیانه رفتن؛
- طولانی کردن خداحافظی؛
- انجامدادن همه کارها بهجای کودک؛
- پاسخ فوری به تمام درخواستها؛
- تحقیر یا بیاهمیت دانستن ترس کودک؛
- تهدیدکردن او به ترکشدن؛
- انتقال اضطراب والد به کودک؛
- جدایی ناگهانی و فراتر از توان کودک.
هدف از کاهش وابستگی، سردشدن رابطه یا دورکردن کودک از والد نیست.
استقلال سالم زمانی شکل میگیرد که کودک در یک رابطه امن تجربه کند:
(والد من قابل اعتماد است؛ اما من هم توانایی انجامدادن بعضی کارها و تحمل جداییهای کوتاه را دارم.)
از امروز چه کاری انجام دهیم؟
امروز فقط یکی از اشتباهات این مقاله را انتخاب کنید و رفتار جایگزین آن را به مدت یک هفته تمرین کنید.
اگر نمیدانید تمرین جدایی را از کجا شروع کنید، در کتاب الکترونیکی
] وابستگی یا امنیت [برنامهای گامبهگام برای کاهش وابستگی کودک، جملههای مناسب هنگام گریه، تمرینهای استقلال متناسب با سن و جدول پیگیری پیشرفت ارائه شده است.
برای مشاهده و دریافت کتاب روی دکمه زیر کلیک کنید.
]دریافت کتاب الکترونیکی
این مقاله باهدف آموزش عمومی والدین نوشته شده است و جایگزین ارزیابی یا درمان تخصصی هر کودک نیست.